دیگ نمیام...
ببین من دوستت دارم؛من از این ادمام که اگه بخوام بهت اهمیت بدم واقعا همهی خودم رو برات میزارم.
جوری که وقتی هیچ کس نیست، من هستم، وقتی همه هستن، من بیشتر هستم، وقتی همه اشکت رو در میارن، من اشکات و پاک میکنم، وقتی غصه داری، منم باهات غصه میخورم، اولویتم میشی، بهت نشون میدم که کنارتم تو هر شرایطی، ولی وقتی قدرم رو ندونی، برام بی اهمیت میشی، کم رنگ میشی، تا جایی که اولویتم نیستی، دیگه بهت اهمیت نمیدم، نه میام حالت رو بپرسم نه میام اشکاتو پاک کنم، نه میام بخندونمت، نه میام ناراحت
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
بدون عنوان:)
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
بدون عنوان:)
بیشتر از ده بار گفت حرف بزن ، بریز بیرون حرفاتو ، باهام حرف بزن ولی حتی نتونستم بگم میخوام حرف بزنم ولی نمیتونم. حتی نتونستم بگم زبونم قفله. انگار حرفای تو سرم بلد نبودن به کلمه تبدیل شن ، مثل بچه ای که میخواد حرف بزنه و بگه دردش چیه ولی بلد نیست. دوست داشتم ساعت ها روبروم بشینی تا یه حرفی از گلوم در بیاد مثل همه ی وقتهایی که برآیند و محور اصلا برام مهم نبود فقط میخواستم که طرف صحبتم تو باشی و
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
دنیا؟
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
دنیا؟
دنیا به کام اون آدمهای دایورتیه که سرشون تو کار خودشونه، با کوچیکترین چیزها شادن و غصهی هیچی رو نمیخورن. نه ما که هرشب با اورتینک و دلتنگی و هزارتا کوفت دیگه سروکار داریم!
18 Dec 2023 ♦ 5:8 PM ♦ دایان ♦
L-i-n-k-s
آموزش آنلاین طراحی و گرافیکانجمن کهکشانی هاپایگاه دانش اچ اس ای
Щ-Ē-Ŀ-Ċ-Ō-M-Ē
Ā-B-Ō-Ū-Ŧ
Ā-Ṝ-Ċ-Ħ-Ī-∀-Ē
2024/3/20 - 2024/4/19
2024/1/21 - 2024/2/19
2023/12/22 -
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
تونباشی:(
تو نیستی همهش شبه. هی زمستونه. غروب جمعهست. بیخوابم ساعت دوی صبح و نخ آخر سیگاره. از اونور شهر کوبیدم اومدم اینور شهر واسه خاطر کافهای که بستهس. تو نیستی بستنی آب میشه. تهدیگ میسوزه. هندونه سفیده. کلیدی که کپی کردم درو باز نمیکنه. آستین تیشرتم گیر میکنه به دستگیرهی در. توی تاکسی طرف آفتاب میشینم. صدام وسط ویس گرفتن دورگه میشه. عضلهی پشت پام تو خواب میگیره. تو نیستی رُمانی که سه ماهه دارم میخونم بد تموم میشه. بازیگر اصلی سریال مورد علاقهم میمیره. گربهی غری
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
یاد من بیوفت
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
یاد من بیوفت
اگه یه روزی رفتم ، فراموشم نکناگه من خودخواهی میکنم و تنهات میذارم ،تو این کارو باهام نکنتو منو ول نکن به حالِ خودمبابونه دیدی یادِ من بیوفتبا آهنگایِ غمگین یادِ من بیوفتاگه یه پروانهیِ سفید دیدی یادِ من بیوفتاگه یه دخترِ تنها کنارِ دریا دیدی ، یادِ من بیوفتاگه بادِ خنک پیچید بینِ شاخه هایِ درختا یادِ من بیوفتاگه یه روز برم ، شبا که داری گریه میکنی میاماشکاتو میبوسمموهاتو بو میکنماز یه گوشه نگا
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
اینه اتاق
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
اینه اتاق
آدمی که امروز تو آینهی اتاق دیدمش،خیلی شکسته بودمیدونم،خیلی بهش بد کردمخیلی بهش ظلم کردم...اینقدر بهش بد کردم که اگه اون بدیارو در حقِآدمِ دیگه ای کرده بودم،قطعا بارها و بارها و بارها ازم شکایت میکردو در نهایت مینداختنم زنداناز صورتش معلومه تو دلش چی میگذرهآدمی که صورتش پژمرده و رنگ پریدهست،موهاش به هم ریخته و نامرتبه،چشماش خسته ، پر از ترس و پر از اشکه،لبش خالی از لبخنده،تو دلش چی میتونه بگذره؟چی
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
خالی خالی....
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
خالی خالی....
خالی خالی.مغزمو میگم.خالی خالی.خالی اما پر حرفپر فکرپر از جنگ های بی پایان کار.پر از تروماهایی که نمیتونی حتی فکرشم بکنی.اما خالیه.وقتی ازم بپرسی چته،چه مرگتهخالیه.هیچی ندارم بگمانگار که حرفام رفتن پشت دندونام قایم شدنانگار فکرام رفتن تو شیارهای مغزم، تو اون سیاهیا خودشونو قایم کردن.و من خالی ام.خالی خالی.
6 Jan 2024 ♦ 4:53 PM ♦ دایان ♦
L-i-n-k-s
آموزش آنلاین طراحی و گرافیکانجمن کهکش
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
از تولد ...
Design
Profile
Links
Home
عقاید یک دلقک
از تولد ...
گفت در غم غرق میشوی گویی از ابتدا جایت در آن عمق بوده و تو فقط دست و پا میزدی و فایدهاش تنها فرو رفتنت بوده است.گفت تو از ابتدا تنی پر از زخم داشتی و مرهم ها نه تنها تسکینی نبود بلکه فایدهاش مرگِ بی دردِ تو بوده است.گفت تو مرده بودی از ابتدای تولدت، چشمانت میبیند، نفس میکشی اما تنت زیر خلوار ها خاک پوشیده شده است.
9 Jan 2024 ♦ 12:17 AM ♦ دایان ♦
L-i-n-k-s
آموزش آنلاین طراحی و گرافی
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
اخر شبا...
من هر شب قبل خواب به مرگ فکر میکنم، هر شب.. به اینکه چجوری میمیرم، چجوری بدنمو میشورن، به اون صحنه فکر میکنم که آدمایی ک چنسال باهاشون زندگی کردم چه واکنشی قراره داشته باشن،کی برام بیشتر گریه میکنه، کی بعدا حداقل ماهی یکبار میاد سر خاکم، به اینکه وقتی میمیرم کجا میرم دقیقا، قراره بترسم؟ قراره چیزای وحشتناک ببینم یا نه فقط یه نور... به اینکه یهو نبودنم دیگه چه شکلیه.. فرقی میکنه؟ لباسام که بعد من میمونه و فکر کنم سوزونده میشن، به آخرین باری ک گوشیمو چک میکنم و خبر ندارم آخرین با
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
از جمله مکالمات
نشسته کنارم. اتاق تاریکه تاریکه سکوت حاکمه بر همچی.فین فین+ بسه دیگه بابا هی دماغتو میکشی بیا این دستمالو بگیر،بگو چته سکوت
+نمیخوای حرف بزنی؟- چی بگم؟+چرا داری گریه میکنی؟- دلم پره+ دل پرتو میبوسم-عاح، مرسی+ چشات پر بغضه.- میدونم +در روز جاری پاهات خیلی درد گرفت- اره خیلی امروز کار کردم+ اون وسطام به خودکشی فکر کردی؟- آره. سکوت کرد دیگه حرفی نزد تنها چیزی که شنیده میشه صدای فین های دماغ منه که پنج ثانیه یبار میگیرم.+ ببخشید.- ها؟ برای چی؟ +خدای خوبی برات نبودم.- ها؟ نه باب
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر