خرید بک لینک
دیگ نمیام... ببین من دوستت دارم؛من از این ادمام که اگه بخوام بهت اهمیت بدم واقعا همه‌ی خودم رو برات میزارم. جوری که وقتی هیچ کس نیست، من هستم، وقتی همه هستن، من بیشتر هستم، وقتی همه اشکت رو در میارن، من اشکات و پاک میکنم، وقتی غصه داری، منم باهات غصه میخورم، اولویتم میشی، بهت نشون میدم که کنارتم تو هر شرایطی، ولی وقتی قدرم رو ندونی، برام بی اهمیت میشی، کم رنگ میشی، تا جایی که اولویتم نیستی، دیگه بهت اهمیت نمیدم، نه میام حالت رو بپرسم نه میام اشکاتو پاک کنم، نه میام بخندونمت، نه میام ناراحتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

بدون عنوان:) Design Profile Links Home عقاید یک دلقک بدون عنوان:) بیشتر از ده بار گفت حرف بزن ، بریز بیرون حرفات‌و ، باهام حرف بزن ولی حتی نتونستم بگم میخوام حرف بزنم ولی نمیتونم. حتی نتونستم بگم زبونم قفله. انگار حرفای تو سرم بلد نبودن به کلمه تبدیل شن ، مثل بچه ای که میخواد حرف بزنه و بگه دردش چیه ولی بلد نیست. دوست داشتم ساعت ها روبروم بشینی تا یه حرفی از گلوم در بیاد مثل همه ی وقت‌هایی که برآیند و محور اصلا برام مهم نبود فقط میخواستم ‌که طرف صحبتم تو باشی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

دنیا؟ Design Profile Links Home عقاید یک دلقک دنیا؟ دنیا به کام اون آدم‌های دایورتیه که سرشون تو کار خودشونه، با کوچیک‌ترین چیزها شادن و غصه‌ی هیچی رو نمی‌خورن. نه ما که هرشب با اورتینک و دلتنگی و هزارتا کوفت دیگه سروکار داریم! 18 Dec 2023 ♦ 5:8 PM ♦ دایان ♦ L-i-n-k-s آموزش آنلاین طراحی و گرافیکانجمن کهکشانی هاپایگاه دانش اچ اس ای Щ-Ē-Ŀ-Ċ-Ō-M-Ē Ā-B-Ō-Ū-Ŧ Ā-Ṝ-Ċ-Ħ-Ī-∀-Ē 2024/3/20 - 2024/4/19 2024/1/21 - 2024/2/19 2023/12/22 -ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

تونباشی:( تو نیستی همه‌ش شبه. هی زمستونه‌. غروب جمعه‌ست. بی‌خوابم ساعت دوی صبح و نخ آخر سیگاره. از اون‌ور شهر کوبیدم اومدم این‌ور شهر واسه خاطر کافه‌ای که بسته‌س. تو نیستی بستنی آب می‌شه. ته‌دیگ می‌سوزه. هندونه سفیده. کلیدی که کپی کردم درو باز نمی‌کنه. آستین تی‌شرتم گیر می‌کنه به دستگیره‌ی در. توی تاکسی طرف آفتاب می‌شینم. صدام وسط ویس گرفتن دورگه می‌شه. عضله‌ی پشت پام تو خواب می‌گیره. تو نیستی رُمانی که سه ماهه دارم می‌خونم بد تموم می‌شه. بازیگر اصلی سریال مورد علاقه‌م می‌میره. گربه‌ی غریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

یاد من بیوفت Design Profile Links Home عقاید یک دلقک یاد من بیوفت اگه یه روزی رفتم ، فراموشم نکناگه من خودخواهی میکنم و تنهات میذارم ،تو این کارو باهام نکنتو منو ول نکن به حالِ خودمبابونه دیدی یادِ من بیوفتبا آهنگای‌ِ غمگین یادِ من بیوفتاگه یه پروانه‌یِ سفید دیدی یادِ من بیوفتاگه یه دخترِ تنها کنارِ دریا دیدی ، یادِ من بیوفتاگه بادِ خنک پیچید بینِ شاخه هایِ درختا یادِ من بیوفتاگه یه روز برم ، شبا که داری گریه میکنی میاماشکاتو میبوسمموهاتو بو میکنماز یه گوشه نگاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

اینه اتاق Design Profile Links Home عقاید یک دلقک اینه اتاق آدمی که امروز تو آینه‌ی اتاق دیدمش،خیلی شکسته بودمیدونم،خیلی بهش بد کردمخیلی بهش ظلم کردم...اینقدر بهش بد کردم که اگه اون بدیارو در حقِآدمِ دیگه ای کرده بودم،قطعا بارها و بارها و بارها ازم شکایت می‌کردو در نهایت مینداختنم زنداناز صورتش معلومه تو دلش چی‌ میگذرهآدمی که صورتش پژمرده و رنگ پریده‌ست،موهاش به هم ریخته و نامرتبه،چشماش خسته ، پر از ترس و پر از اشکه،لبش خالی از لبخنده،تو دلش چی میتونه بگذره؟چی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

خالی خالی.... Design Profile Links Home عقاید یک دلقک خالی خالی.... خالی خالی.مغزمو میگم.خالی خالی.خالی اما پر حرفپر فکرپر از جنگ های بی پایان کار.پر از تروماهایی که نمیتونی حتی فکرشم بکنی.اما خالیه.وقتی ازم بپرسی چته،چه مرگتهخالیه.هیچی ندارم بگمانگار که حرفام رفتن پشت دندونام قایم شدنانگار فکرام رفتن تو شیارهای مغزم، تو اون سیاهیا خودشونو قایم کردن.و من خالی ام.خالی خالی. 6 Jan 2024 ♦ 4:53 PM ♦ دایان ♦ L-i-n-k-s آموزش آنلاین طراحی و گرافیکانجمن کهکشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

از تولد ... Design Profile Links Home عقاید یک دلقک از تولد ... گفت در غم غرق می‌شوی گویی از ابتدا جایت در آن عمق بوده و تو فقط دست و پا می‌زدی و فایده‌اش تنها فرو رفتنت بوده است.گفت تو از ابتدا تنی پر از زخم داشتی و مرهم ها نه تنها تسکینی نبود بلکه فایده‌اش مرگِ بی دردِ تو بوده است.گفت تو مرده بودی از ابتدای تولدت، چشمانت می‌بیند، نفس می‌کشی اما تنت زیر خلوار ها خاک پوشیده شده است. 9 Jan 2024 ♦ 12:17 AM ♦ دایان ♦ L-i-n-k-s آموزش آنلاین طراحی و گرافیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

اخر شبا... من هر شب قبل خواب به مرگ فکر میکنم، هر شب.. به اینکه چجوری میمیرم، چجوری بدنمو میشورن، به اون صحنه فکر میکنم که آدمایی ک چنسال باهاشون زندگی کردم چه واکنشی قراره داشته باشن،کی برام بیشتر گریه میکنه، کی بعدا حداقل ماهی یکبار میاد سر خاکم، به اینکه وقتی میمیرم کجا میرم دقیقا، قراره بترسم؟ قراره چیزای وحشتناک ببینم یا نه فقط یه نور... به اینکه یهو نبودنم دیگه چه شکلیه.. فرقی میکنه؟ لباسام که بعد من میمونه و فکر کنم سوزونده میشن، به آخرین باری ک گوشیمو چک میکنم و خبر ندارم آخرین باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

از جمله مکالمات نشسته کنارم. اتاق تاریکه تاریکه سکوت حاکمه بر همچی.فین فین+ بسه دیگه بابا هی دماغتو میکشی بیا این دستمالو بگیر،بگو چته سکوت +نمیخوای حرف بزنی؟- چی بگم؟+چرا داری گریه میکنی؟- دلم پره+ دل پرتو میبوسم-عاح، مرسی+ چشات پر بغضه.- میدونم +در روز جاری پاهات خیلی درد گرفت- اره خیلی امروز کار کردم+ اون وسطام به خودکشی فکر کردی؟- آره. سکوت کرد دیگه حرفی نزد تنها چیزی که شنیده میشه صدای فین های دماغ منه که پنج ثانیه یبار میگیرم.+ ببخشید.- ها؟ برای چی؟ +خدای خوبی برات نبودم.- ها؟ نه بابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 11:35

#حرف_دلتنهایی آدم رو کمطاقت میکنه. دلتنگی از یه آدمِ تنها، موجودی غمگین و بیمنطق میسازه.یه وقتایی بینِ این همه آدمِ غریبه و آشنا، به این محتاجیم که حضورِ کسی رو کنار خودمون حس کنیم.کسی که شنوندهی بهانههای ریز و درشتمون باشه. یه نفر که بشنوه و لبخند بزنه. گوش کنه و به دل نگیره. شنونده باشه و سکوت کنه. یه نفر که تویِ اوجِ بی منطقیمون، صبورترین آدمِ دنیا باشه. خیلی وقتا ما خودمون میدونیم حرفی که میزنیم منطقی نیست، اما یه نفر باید باشه تا تویِ چشمامون نگاه کنه و برای چند لحظه حقی که نداریم رو بهمون بده.کسی چه میدونه، شاید ما اون لحظه فقط تشنهیِ توجهیم، فقط کمی توجه:)تنهایی آدم رو کمطاقت میکنه...✨ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

مثلا همانی بشود که میخواستی، مثلا ذوق کنی و از ته دلت بگویی آخیییش!مثلا حال دلت خوب باشد و به هرکس که رسیدی حال خوب و لبخندهای غلیظ تعارف کنی.مثلا بخندی، خندهات بشود قهقهه، مثلا ذوق کنی و ذوقت برق شود و بریزد توی چشمهات.مثلا هی دنبال کسی بگردی که بیتکلف بنشینی مقابلش و هی از حال خوبت و اتفاقات خوبی که افتاده حرف بزنی و ذوق کنی، هی حرف بزنی و از شدت هیجان، بالا و پایین بپری.مثلا کیف کنی از اینکه دیوانه خطاب شوی، مثلا شبها توی دلت قند آب شود و ثانیهها را تا رسیدن روز بعد بشماری.مثلا کلی دلیل برای خوشحالی داشتهباشی. کلی انگیزه، کلی دلخوشی، کلی حادثهی خوبِ در آستانهی وقوع...مثلا رسیدهباشی به تمام چیزی که از جهان میخواستید.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

. به تو، در نیمهشبی خنک، پیوستن. خود را بر موهای تو آویختن، در تو گم شدن، و دیگر هرگز پیدانشدن. شبها، برهنه بر ساحل تو خفتن پس از شرابخواری در برکههای تنت، نفسکشیدن تو را تماشا کردن، و برای قامتت نه چندان بینقص، نه چندان باشکوه اما امن ذکر رفع بلا خواندن زیرلب.به انتظار روز، چشمهای بستهات را تماشاکردن. برآمدن خورشید از لبخندت، و بردمیدن روز از ترقوهات، و روشنایی بوسهای کوتاه. روز را، دور از تو، بیقرار گذراندن. به دیدن تو فکر کردن، و بیهوده لبخندزدن. دست را، شاخهی ترد نوازش را، تا ملاقات دوبارهی تو آرام نگهداشتن. از دیدن اسم کوچکت روی تابلوی یک فروشگاه، مست شدن. با پروانهها پریدن، و با درختان مغرور ماندن. تصاحب شدن توسط تو. در آغوش تو، کودک شدن. در آغوش تو، شرم بلوغ دوباره. در آغوش تو بزرگ شدن. در آغوش تو زیستن. در آغوش تو مردن. ای توی نامقدر که نبودنت جهنم طولانی من شد، آیا کسی که تو را مینوشد از حجم خوشبختی خود خبر دارد؟ #حمیدسلیمی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا نیک‌فر تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 18:27

صفحه بندی