نشسته کنارم. اتاق تاریکه تاریکه سکوت حاکمه بر همچی. فین فین+ بسه دیگه بابا هی دماغتو میکشی بیا این دستمالو بگیر،بگو چته سکوت
+نمیخوای حرف بزنی؟ - چی بگم؟ +چرا داری گریه میکنی؟ - دلم پره + دل پرتو میبوسم -عاح، مرسی + چشات پر بغضه. - میدونم + در روز جاری پاهات خیلی درد گرفت - اره خیلی امروز کار کردم + اون وسطام به خودکشی فکر کردی؟ - آره. سکوت کرد دیگه حرفی نزد تنها چیزی که شنیده میشه صدای فین های دماغ منه که پنج ثانیه یبار میگیرم. + ببخشید. - ها؟ برای چی؟ + خدای خوبی برات نبودم. - ها؟ نه بابا ، تو خدای خوب منی،همونی که همیشه هست. + از کجا میدونی که هستم؟ - میدونم دیگه، چون اگه نباشی تنها ترینم. + خیلی دوسم داری؟ - خیلی. + پس اگه خیلی دوسم داری به خودکشی فکر نکن. - من واقعا نمیخوام بهش فکر کنم ولی اون همیشه تو مغز منه. + اگه بری این اتاق بدون تو میشه ها - اگه برم بغلم میکنی؟ + بغلتمیکنم ولی تو نرو. - اگه رفتم مراقب دوستام باشیا خیلی دوسشون دارم من. + اونا هم خیلی دوست دارن پس تو نباید بری. - اونا درکم میکنن،خستگی رو تو چشام دیدن حتی عمه گفت پیر شدی + منم خستگیتو درک میکنم. - پس اگه یه روزی رفتم تو زودی بیا بغلم کن. زدمم زیر گریه به روم نیار فقط واسه این همه درد برام دلیل بیار قانعم کن من هی بهت بگم چرا تو یه دلیل بیار من با تموم وجود داد بزنم چرا تو باز دلیل بیار دیگه فقط صدای گریه های من شنیده میشه. سکوت کرده. خیره شده به دستام که داره میلرزه + متاسفم. - متاسف نباش، زندگیه دیگه + ولی اگه رفتی تو این دنیا جات خالی میمونه، لای کتابایی که هدیه دادی متنایی که نوشتی آهنگایی که فرستادی لباسا حرکاتی که متعلق به توئن جاش وسط همهی اونا خالی میمونه - اگه رفتم میشه تو زندگی بعدی سنگ باشم؟ + چرا سنگ؟ - من دیگه نمیخوام چیزیو حس کنم این دنیا خیلی زشت بود. خیلی دردناک بود پر از عذاب من دیگه نمیخوام اینارو تجربه کنم. + خیلی درد کشیدی؟ - خیلی ،خیلی زیاد. دلم میخواد بیام پیش تو بیای بگی درداتو میبوسم بعدش بگی دیگه تموم شد. بگی اون کابوس تموم شد دلم میخواد بغلم کنی. سرمو بذاری رو پاهات و برام قشنگ ترین لالایی دنیارو بخونی. + میخونم،قول. - قول دادیا. + قول میدم - بگیرم بخوابم؟ بگیر بخواب. https://t.me/mood_our_83
برچسب:
نویسنده: بردیا نیکفر